تبلیغات
رهاتر از گیسوان شالیزاران - زنگ ها، برای من که به صدا در نیامدند!
رهاتر از گیسوان شالیزاران
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 4 شهریور 1388 توسط سعید

روز ها گذشت

ماه ها گذشت

سال ها گذشت

من و تو هنوز تنهاییم دل من ...

در گذر روزها ، ماه ها و سال ها هیچ کس به من و تو رحم نکرد.

همه فقط برای خواسته هایشان من و تو رو میخواستند. خیلی ها که تو را هم نمی خواستند.

تو گاهی از من هم تنهاتری!

دل تنهای من

این چه معامله ای است که روزگار با من و تو می کند؟

چرا دنیا با من و تو نامهربانی می کند؟

تا کی باید با امید به آینده و آینده ها خودمان را آرام کنیم.

همه رفتند ... تنها تو ماندی برایم

دل ساده من...

دل من، همین روزهاست که با هم به ایستگاه آخر برسیم...

 




طبقه بندی: شخصی، 
قالب وبلاگ