تبلیغات
رهاتر از گیسوان شالیزاران - قصه فراق
رهاتر از گیسوان شالیزاران
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 شهریور 1388 توسط سعید

سوم شهریور 1357 هنگامیکه به همراه شیخ محمد یعقوب و عباس بدرالدین روزنامه نگار لبنانی به دعوت معمر قذافی عازم لیبی بود شاید فکرش را هم نمی کرد که دیکتاتور لیبی برای او و همراهانش چه نقشه ای کشیده است.

صحبت از سید موسی صدر است؛ مردی از سلاله پاکان. لبنانی ها امام موسی صدر صدایش زدند و این نام بر او ماندگار شد.

سید موسی صدر 14 خرداد 1307 در محله چهار مردان شهر قم به دنیا آمد. او نواده سی و سوم امام موسی کاظم (علیه السلام) به حساب می آمد. به همین خاطر نامش را موسی نهادند؛ همنام جد بزرگوارش.
پدرش آیت الله سید صدرالدین صدر از بزرگان حوزه علمیه قم و مادرش دختر آیت الله حسین قمی زنی فاضله بود.
تحصیلاتش را در مدارس شروع کرد و پس از مدتی به حوزه علمیه  نیز رفت. سپس برای تحصیلات دانشگاهی وارد دانشکده حقوق دانشگاه تهران شد و مدرک لیسانسش را در رشته حقوق در اقتصاد در سال 1331 از این دانشکده گرفت.
غیر از زبان مادری به دو زبان عربی و فرانسه نیز به خوبی صحبت می کرد و تا حدودی هم انگلیسی می دانست.
سال 1337 نخستین مجله حوزوی را با نام «درس هایی از مکتب اسلام»  به همراه آیت الله ناصر مکارم شیرازی منتشر کرد.
یک سال بعد بنا به وصیت علامه شرف الدین عاملی (رهبر وقت شیعیان لبنان) برای جانشینی وی و رهبری شیعیان این کشور علی رغم تلاش هایی که بسیاری از علما و روحانیون در حوزه های قم و نجف برای ماندن او کردند رهسپار بیروت شد. چه می شد کرد؟!
به لبنان رسید و تلاش هایش را برای سر و سامان دادن به وضعیت شیعیان این کشور و رفع محرومیت آنها آغازکرد. شیعیان لبنان تا قبل از آمدن امام صدر پایین ترین جایگاه اجتماعی را در این کشور داشتند ولی با آمدن او اوضاع داشت کم کم تغییر می کرد.
سال 1348 مجلس اعلای شیعیان لبنان را تاسیس کرد که هنوز قدرتمند ترین نهاد تصمیم گیری شیعیان این کشور است. متعاقب تاسیس این مجلس جرقه های تاسیس سازمانی اجتماعی برای شیعیان لبنان در ذهن وی زده شد که چهار سال بعد منجر به بنیان سازمانی به نام «حرکة المحرومین» یا همان جنبش امل شد. مدتی بعد فعالیت های نظامی این سازمان تحت نظارت شهید دکتر چمران که تازه از آمریکا برگشته بود علیه دشمن صهیونیستی آغاز گشت.


 


3 شهرویور 1357 در آخرین سفر دوره ای برای خاتمه جنگ های داخلی در لبنان و اشغالگری رژیم صهیونیستی وارد طرابلس پایتخت لیبی شد تا با معمر قذافی رهبر این کشور گفتگو کند. شش روز بعد امام و دو همراهش ربوده شدند و دیگر هیچ خبری از آنها نرسید.
آز آن روز تا امروز 31 سال می گذرد و ما همچنان چشم انتظار مردی هستیم که مایه سربلندی و افتخار شیعیان و ایرانیان است.
در تمام این 31 سال فعالیت هایی برای پیگیری وضعیت امام موسی صدر از سوی دولت های ایران و لبنان و همچنین خانواده ایشان صورت گرفت ولی هیچکدام فعالیتی جدی و اثر بخش نبوده تا لیبی را وادار به دادن اصلاعاتی راجع به سرنوشت امام صدر کند.

سال 2000 پس از آنکه تعدادی از زندانیان سیاسی لیبی پس از آزادی اعلام کردند که امام را در زندان دیده اند، بسیاری به این یقین رسیدند که امام مطمئنا در لیبی بسر می برند. این یقین هنگامی استوار تر شد که قذافی در سال 2003 رسما به ربوده شدن امام در خاک لیبی اعتراف کرد.

21 مرداد امسال نیز یکی از مقامات سابق لیبی که به تازگی از دستگاه دولتی این کشور خارج شده ادعا کرد که امام در زندان های لیبی به سر می برد و در این سال ها بسیار پیر شده است.

در حالیکه انتظار ما از دولت، پیگیری وضعیت ایشان بود معاون اول وقت رییس جمهور در سال 1385 به لیبی سفر کرد و پس از دیدار با قذافی و دیگر مقامات این کشور 15 قرارداد همکاری با دولت این کشور امضا کرد که مورد اعتراض بسیاری در ایران و لبنان قرار گرفت. دولت ایران به جای اینکه لیبی را تحت فشار قرار دهد تا امام صدر را آزاد کند یا گزارشی از وضعیت ایشان ارائه دهد یکی از مقامات عالی رتبه خود را برای دیدار با دیکتاتور لیبی به این کشور می فرستد و با آنها دست برادری می دهد! تصاویر خود گویا است!



 

 

به هر حال امروز درست 31 سال و 2 روز از ناپدید شدن مردی می گذرد که بسیاری از شیعیان لبنان عزت خود را مدیون اویند.

ما همچنان چشم انتظارش می مانیم و برای آزادی اش دعا می کنیم...

به امید آزادی امام موسی صدر و چهار دیپلمات ایرانی

 

 


توجه: هرگونه استفاده از این نوشته بدون ذکر نام و نشانی وبلاگ (http://shalizaran.mihanblog.com) نه از لحاظ شرعی نه از لحاظ قانونی مجاز نمی باشد.




طبقه بندی: شخصی،  جامعه و سیاست، 
برچسب ها: سید موسی صدر، معمر قذافی، امام موسی صدر، امام صدر، ایران، لبنان، لیبی،
قالب وبلاگ